باز نشر مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع آزاد است

Monday, 24 October 2011

دکتر خرعلی شرایط خود را برای شرکت در انتخابات اعلام نمودند


 صبح امروزجناب دکترخرعلی در مصاحبه ای با خبرنگاران خارجی شرایط خود را برای شرکت در انتخابات آینده تشریح نمودند.
صبح امروز طی مصاحبه ای که به صورت ویدیو کنفرانس برگزارمی شد، دکتر خرعلی به پرسش های خبرنگاران و نمایندگان رسانه های جهانی در مورد انتخابات آتی پاسخ دادند. شایان ذکر است که در این جلسه نمایندگان اغلب رسانه های معتبر بین المللی از جمله کیهان بچه های لندن، یالثارات اسپانیا،رجاء نیوز انگلیس، فارس نیوز از آمریکا و کمدی آنلاین از آلمان حضور داشتند. در این جلسه از رسانه های داخل کشور بدلیل تحریم، دعوت بعمل نیامده بود.
ایشان با تاکید بر مواضع قبلی خود تنها راه شرکت در انتخابات را منوط به برآورده شدن و برقرای شرایطی دانست که بدون محقق شدن آنها، ایشان و میلیون ها نفرهواداران شان هرگز حاضر به شرکت در انتخابات نخواهند بود و اکیداً آن را تحریم می کنند، مگر به دستور مستقیم ابوی محترم که رعایت دستورشان واجب است و تکلیف مستقیم رهبری که اطاعت از اوامرشان از اوجب واجبات است.

شرایط 9گانه ی جناب دکتر خرعلی به قرار زیر است:

1- آزاد کردن تمامی دوستان و رفقای ایشان از زندان های سیاسی و غیر سیاسی.
2-پایان دادن به طرح  امنیت اجتماعی بخصوص جمع آوری دیش های ماهواره.
3- افزایش سرعت اینترنت وپایان دادن به فیلتر کردن سایت ها.
4-تضمین انتخاب شدن ایشان و بقیه ی یاران شان.
5-اختصاص یک شبکه تلویزیونی به ایشان و ادامه ی برنامه هویت.
6-پایان اشغال فلسطین و خارج شدن صهیونیست ها از سرزمین های اشغال شده.
7-اعدام و ترور عناصر ناباب که سعی در هجمه ی فرهنگی دارند.
8-شروع مجدد جنگ با عراق.
9-بازگشت امام راحل به دنیا.
البته ایشان در مورد شرط نهم اظهار داشتندکه در صورت میسر نبودن اجرای آن، کافی ست ابوی ایشان بعنوان رهبربرگزیده شوند تا همان فضای معنوی در کشور گسترده گردد.

این جلسه با صلوات برای شادی روح امام راحل به پایان رسید.

گفتگوی خصوصی خرعلی و سید علی


سیدعلی: ببین پسر جان، میخوام روراست ازت بپرسم : چرا تو از من خوشت نمیاد؟
خرعلی: حالا که قراره روراست گفتمان کنیم بهت میگم : چون تو جای امام نشستی هرکاری میکنم دلم باهات صاف نمی شه!
سید علی: ولی این که تقصیر من نبود امام راحل شد. به هرحال یک نفر باید جاش می نشست. کی از من بهتر؟
خرعلی: باید یکی از عاشقان امام جای ایشون رو میگرفت نه تو که همیشه منتظر بودی حلواش رو بخوری!
سید علی: ولی داری اشتباه میکنی. من هم عاشق امام بودم و ایشون هم خیلی منو دوست داشت!اگر خبر نداری برو از ابوی بپرس!
خرعلی: برای دیگران از این حرف ها می زنی، جلو من که نمی تونی خالی ببندی.خوب یادمه که بارها ابوی میگفت که امام زیاد از توخوشش نمیاد و به خاطر هاشمی هوات رو داره در ضمن اون موقع همه میگفتند که تو ماجرای درگیری با نخست وزیر، رو حرف امام حرف زدی؟
سیدعلی: کی من؟! من رو حرف امام حرف زده باشم؟! یه چیزی بگو که با عقل جور در بیاد. بزرگتر از من هم جرأت این غلط ها رو نداشتند چه برسه به من! من فقط ناخواسته یکم اخم هام رفت توهم و هزار بار غلط کردم.
خرعلی: ولی قبول داری از انتخاب امام خوشحال نبودی و به نور چشمی او حسادت میکردی؟
سید علی: خب اینو یه مقدار قبول دارم. تازه تنها من نبودم همه از وجود یک غیر معمم در بیت امام ناراحت بودند.
خرعلی:از اون بگذریم. چرا سعید(امامی) رو کله پا کردی؟ مگه چه بدی به تو کرده بود؟
سید علی: چرا همه ی تقصیرها رو گردن من می اندازی؟ خودت که ماشاالله دستت تو کارهای اطلاعاتی بوده و معنی مهره ی سوخته رو میدونی؟ برو یقه ی کسی رو بگیر که اونو سوزوند. می دونی منظورم کیه با اون لبخندهای مسخره اش و ادا های حقوق بشری اش گند زد به همه چیز. تازه خودت در جریانی به سعید پیشنهاد های زیادی دادیم که بره یک گوشه راحت زندگی کنه ، بنده خدا قبول کرد ولی باز همین دوست های فعلی ات شلوغش کردند.
خرعلی: دوست های من؟ خودت بهتر می دونی که من با هیچکس دوست نیستم. بعد سعید دوستی برای من بی معنی شده.اینها رو هم که تحویل میگیرم میخوام تو و ابوی رو بسوزونم!
سیدعلی: ولی اونا دشمنای نظامند!و قصدشون براندازیه!
خرعلی: دیدی باز توهم زدی! کجا قصد براندازی دارند؟ فقط میخوان برگردیم به دوران طلایی امام راحل!
سید علی: حالا ما ماشین زمان از کجا بیاریم؟ امام رو چطور زنده کنیم؟ تازه مگه امام چکار کرد که ما نمی کنیم؟!
خرعلی:اوناش رو دیگه من یادم نمیاد. میگن دوران طلایی بوده. ایشون اقتدار داشته، هزاران نفر از دشمنان رو کشت، جیک کسی در نیومد، اگر رای مردم مخالف مصالح اسلام بود یکنفره جلوش می ایستاد. مثل تو پشت سر این و اون قایم نمیشد.حرف دلش رو رک و پوست کنده میگفت. نه یک کلمه بیشتر، نه یک کلمه کمتر!
سید علی:ببین پسر جان. توبرا من مثل مجتبی میمونی. با ابوی نون ونمک ها خوردیم. اینقدر بد قلقی نکن! اینطوری ها هم که میگی نبود. خیلی وقتها هم امام از ترسش تقیه میکرد. یک حرفی میزد بعد میزد زیرش. تازه تو تمام پیشرفت های تکنولوژی رو هم داری میندازی گردن من. اون زمان هر کاری میکردی کسی نمی فهمید ولی الان دست میکنی تو دماغ ات چند ساعت بعد تو اینترنت منعکس میشه. امام این همه کلک زد ولی کسی نفهمید من بدبخت چند تا چراغ تو اتومبیلم کار گذاشتم که چهره ام نورانی بشه، همه فهمیدند.
خرعلی: تو اصلاً جوری حرف میزنی که انگار از امام راحل هم مهمتری.بعد هم چرا اینقدر به فکر مال اندوزی هستی چرا از امام تقلید نمی کنی و مثل او ساده زندگی نمی کنی؟
سید علی: دیگه این حرف ات بیشتر به جوک شبیهه! تو که ماشالله خودت آقا زاده ای این چیزا رو باید بدونی! من هم مثل بقیه با سهم امام و وجوهات شرعی زندگی می کنم فقط فرقش اینه که الان نفت گرون شده و  درآمد ها بیشترشده در ضمن زمان امام جنگ بود و هزینه ها بالاتر از الان بود و این هاشمی هم هر چی بود برا خودش بر میداشت.
خرعلی: با حرف هات مشکلی ندارم ولی  نمی دونم چرا اصلاً با خودت حال نمی کنم.
سید علی: خب اون دیگه تقصیر من نیست. من به تو هیچ بدی نکردم تازه خیلی حال هم بهت دادم. معافی برات جور کردم، بدون کنکور فرستادم دانشگاه، از استادها برات نمره گرفتم، برات انتشاراتی زدم، گفتی می خوام معروف بشم اجازه دادم چند وقت بری اوین. یادته چقدر خرج اون سوئیت ات تو اوین کردم؟! فقط دعا میکنم هرچه زودتر از خر شیطون بیایی پایین و دل ابوی رو تو این آخر عمری نشکونی. اگر به خاطر رودربایستی با پدر نبود دستور میدادم چند روز اینترنت ات رو قطع کنند و اون انگشتر عقیق ات رو ازت بگیرند تا حالت جا بیاد و بدونی رهبرت کیه!...

Tuesday, 11 October 2011

دکترخرعلی در پالان زیت


دکتر خرعلی به شما خوش آمد میگم و تشکر میکنم که در این برنامه شرکت کردید. برای ما قابل درک هست که با چه سختی و مشقتی باوجود این همه محدودیت وبگیر و ببند شما با زرنگی خاص خودتون تونستید بدون اینکه کسی متوجه بشه از تهران در این مصاحبه شرکت کنید. 
-به عنوان اولین پرسش: آقای دکتر چرا بعد از چندسال الان هوس کردید با ما مصاحبه کنید؟
باید بدونید که من مسلمانم و به امام حسین(ع) اقتدا میکنم درسته که رادیو آمریکا کافره و نجس، ولی از منبر یزید هم میشه برای تبلیغ حسین استفاده کرد.اصلن چرا راه دور میرید امام راحل هم از رسانه های استکبار مانند بی بی سی برای شنیده شدن حرف هاش استفاده کرد. نکته ی دیگر اینکه این ها به من اجازه نمی دهند از رسانه های داخلی استفاده کنم . اصلن تحویل نمی گیرند به اخوی کوچک بنده مجوز شبکه ی ماهواره ای ایرانی داده اند ولی به من هیچی. مگرآقازاده بودن ایشان با مال من فرق دارد.
  
-نظر شما در مورد اختلاس اخیر چیست؟
من از اول هم گفتم ولی کسی تحویل نگرفت. چقدر هشدار دادم که این مموتی تک خور است و اگر چیزی دم دستش برسد حتا سهم امام را هم نمی دهد. همه زدند تو سرم که ساکت شو بچه! حتا ابوی گرامی هم جلوی همه کنفم کرد که اگه یکبار دیگه حرف های گنده ترازدهنت بزنی میاندازمت تو انباری اوین!
به نظر من احمدی نژاد به مشایی گفته برو اختلاس کن و اونم رفته به رییس بانک گفته پول بده بعدن حساب میکنیم . رییس بانک هم از بیت رهبری استعلام کردند اونها هم گفتند بده، به هوای اینکه سهمشون محفوظه. حالا که چیزی بهشون نماسیده، دارند تابلو بازی درمیارن. به همه ی ما هم دستور دادند که همه جا جار بزنیم احمدی نژادتک خوره. حتا توبرنامه صدای شیطان بزرگ!

-شما آینده احمدی نژاد رو چگونه ارزیابی میکنید؟
کدوم آینده؟! یک سال مونده . باید تو این یکسال کاری کنیم که تمام گندکاری های سی و دو ساله رو بندازیم گردنش و آقا و بیت مبارکشون رو تطهیر کنیم بعد هم مثل شهید بزرگوارسعید امامی سرش رو میکنیم زیر آب!
به هر حال ایشون عددی نیست و جز خانواده محسوب نمیشه یک مهره است. مثل ماها آقازاده نیست که زیاد نگران کننده باشه.مهم اینست که این عقده رو باید جراحی کرد وگرنه عقل درست حسابی نداره پته ی همه رو می ریزه روی آب و نظام و اسلام رو نابود میکنه.

-چرا شما رو به دادگاه روحانیت فرستادند؟ مگه شما روحانی هستید؟
خیر بنده جسمانی ام بالای سایت ام نوشتم دکتر و بولدش هم کردم.ولی قاضی گفت ابوی دستور دادند شما را اینجا محاکمه کنیم که صداش بیرون نره. آخه دیوارهای دادگاه ویژه روحانیت آکوستیکه!

-شما چه زندانهایی رو تا حالا دیده اید؟
به عنوان رفیق سعید اکثر شکنجه گاه ها رو سرکشی کردم ولی برای پروژه ی اخیر سویت انفرادی اوین، منزل رییس زندان و درمانگاه اوین.

-طبق روال این برنامه یک دقیقه وقت دارید هرچه می خواهید بگویید.
در سلول انفرادی یک هم سلولی داشتم . یک روز که مشغول تمرین صحنه ی اعتصاب غذا بودم .بهم گفت : میدونم به خاطرچی این کارهارو میکنی و فکر میکنی ما خریم . برو آقا بروبه همون طویله ای که ازش اومدی . تو اسمت خرعلیه و معشوق ات خ.ر.ه .سه بار همین جمله رو تکرار کرد تا از رو رفتم و گفتم مرا به بند عمومی منتقل کنند.